تبليغاتX
ترانه شرقی

ترانه شرقی
شعر

به دوردست ها نگاه کردم تا تورا بیابم

اما سرابی بیش نبود

به دور دست ها نگاه کردم

اما مرگ را نیافتم

و از آن عبور کردم

ودیگر مرثیه ای برایش نمی خوانم

تا بار دیگر خود را گم کنم

دیگر مرگ را در برهوت نگاهت نمی خواهم

و نخواهم آن را دید

 دیگر با اشک های پیرزن نخواهم گریست

ودیگربا شادی پسرک شاد نمی شوم

دیگر به ساحلی نمی روم

که امواج مرگ با رقص باد های زندگی

به وجد آیند

دیگر به شهر خیال قدم نمی گذارم

تا مرگ را در آن ببینم

ومن وداع می کنم با مرگ

دیگر از قلم های مرگ سرازیر نمی شوم

لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:16 توسط سینا آقازاده |


لحظه لحظه ی نگاهت را دیده ام

من دیده ام چشمانت را غرق در اشک های رویایی

من دیده ام چشمانت را در لحظه های تنهایی

من یافته ام چشمانت را

و می دانم چشمان تو سرابیست

سرابی که مرا گم می کند در خود

و من می دانم . . . .

لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 13:26 توسط سینا آقازاده |


مرگ را دیدم

تا بدانم کجا هستم

مرگ را در چشمان تو یافتم

تویی که مرگ را در آغوشت داری

تا زندگی را بی معنا سازی

نابودگر رویا

واقعیت را عذاب می دهی

عذابی که بی انتهاست

لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 17:51 توسط سینا آقازاده |