تبليغاتX
ترانه شرقی

ترانه شرقی
شعر

کبوتر بال هایش را باز کرد و رفت

عکس های رویای پاره شدند

 و موج های مرگ آرام گرفتند

تا من باز هم تنها بمانم

تنهای تنها غرق در هیچ

تا لحظه ای به واقعیت خود نزدیک شوم

رویای پیرزن را فراموش کنم

و از واقعیت پسرک بگذرم   

تا دوباره خود راگم کنم

در لحظه لحظه های مرگ

لینک ثابت نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 10:53 توسط سینا آقازاده |


کبوتر بال هایش را باز می کند

و از روی شاخه می پرد

تا داستان مرگ را دوباره تماشا کند

و به همه بگوید که رویا ها مرده اند

تا واقعیت ها را عذاب بدهد

کبوتر از روی شاخه پرید

تا به همه بگوید که شاخه ها خشک شده اند

و دیگر کسی به نجوای کبوتر گوش نمی دهد

کبوتربال هایش را باز کرد

و به دور دست ها رفت تا دیگر کسی او را نبیند

لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 16:19 توسط سینا آقازاده |


تماشا می کنم

رقص مرگ را

درآغوش زندگی

                                          ****

باران مرگ

آینه ی زندگی را خیس می کند

من همچنان سکوت می کنم

                                         ****

ماسه های زندگی

در آغوش می گیرد

امواج مرگ را

لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 17:49 توسط سینا آقازاده |


پهن می کنم در ساحل مرگ چادرم را

تا تمامی موج های زندگی را

که به ماسه ی مرگ برخورد می کنند ببینم

تا رقص موج های زندگی را

در آغوش ماسه های مرگ ببینم

من مرگ را در چشمان پسرک

زندگی را در نگاه پیرزن

و غم را در چشمان هردودیدم

لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 14:39 توسط سینا آقازاده |


می خواهم پلک هایم را بر روی هم بگذارم

تا لحظه ای از رویای پیرزن دور شوم

تا لحظه ای افکارهای کودکانه ی پسرک را فراموش کنم

می خواهم پلک هایم را بر روی هم بگذارم

تا لحظه ای به واقعیت خود بپیوندم

* * * * * *

تا لحظه ای به واقعیت خود بپیوندم این آخرین جمله ی یک شاعر غریب بود شاعری که رویای همه را می دانست ولی هیچ کس رویا او را نمی دانستن٬شاعری که لحظه های پیرزن برایش عزیز و افکار کودکانه ی پسرک برایش مهم بود زیرا رویای خود را اینگونه می ساخت پس من هم می نویسم :

شاعر لحظه های مرگ

شاعر لحظه های تنهایی

شاعر پسرکی او را نمی شناخت

شاعر رویای پیرزن

و شاعر من

شاعری که با او سخن ها گفته ام

و هیچ وقت نفهمیدم که چه گفتم

شاعری که من او را برای خود ساختم

شاعری غریب که هیچ وقت نبود

لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 8:34 توسط سینا آقازاده |